خلاصه تاریخ نخجوان
( برای دیدن جزییات هر عکس این مقاله ، روی آن کلیک کنید . همچنین برای مطالعه مطالب بیشتر و دیدن عکس های بیشتر درباره تخریب بناهای مذهبی ارمنیان توسط ماموران جمهوری آذربایجان ،می توانید به لینک زیر مراجعه کنید :
http://www.djulfa.com/raa_brochure.pdf
)
نخجوان، که امروزه بخشی از جمهوری آذربایجان را تشکیل میدهد، در منتهیالیه جنوبی منطقه قفقاز و در ساحل شمالی رود ارس قرار گرفته و با ۵,۳۶۳ کیلومتر مربع وسعت ، از شمال و شرق، به طول ۲۲۴ کیلومتر، با جمهوری ارمنستان، از جنوب و غرب، به طول مرزی۱۶۳ کیلومتر، با ایران و از سمت غرب، به طول مرزی دوازده کیلومتر، با ترکیه مرز مشترک دارد.
مرکز این منطقه خودمختارِ تحت نظارت جمهوری آذربایجان ، شهر نخجوان است که هشت شهر، هشت شهرستان و حدود ۲۰۳ روستا دارد و کل جمعیت آن مطابق آمار ۲۰۰۴ میلادی ، بالغ بر ۳۷۲,۹۰۰ نفر است که عمدتاً آذریاند.
بنا به نظر "یوسف پلاویوس"، مورخ قرن یکم پیش از میلاد و نیز مورخان ارمنی سده پنجم میلادی، از جمله "موسیخورنی"، اقامتگاه اولیه حضرت نوح، پس از خاتمه طوفان و پایین آمدن از کوه" آرارات"(محل پهلو گرفتن کشتی حضرت نوح )، در محل فعلی نخجوان بوده است و به همین دلیل هم ارمنیان آن را "ناخ ایجوان"[۱] به معنی " اولین منزلگاه "نامیدهاند.
مطالعات صورت گرفته بر روی قدیمیترین آثار به دست آمده از ساکنان این منطقه شامل استخوانهای انسانی، ابزارهای مختلف متعلق به دوران پارینه سنگی و همچنین نقاشیهای دیواری مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد، بیانگر آن است که تمدن این منطقه دنباله تمدن مناطق حوزه دریاچه "سوان"در شمال بوده و ساکنان آن با تمدن " آلوردی"ها، از اقوام هند و اروپایی ساکن در دشت آرارات، نیز ارتباط داشتهاند. بررسیهای باستانشناسی در مناطق "شور تپه "و "کیولتپه " نشان میدهد که خانههای این دو منطقه شبیه به خانههای بنا شده در هزاره سوم پیش از میلاد در منطقه " شنگاویت "[۲] شهر ایروان است.
 |
|
نقاشی روی سنگ در کوه های
" ناواسار" |
در دوران حکومت پادشاهان " بیاینا " یا " اورارتو"[۳] دشتآرارات و مناطق همجوار آن، همچون دشتهای منطقه نخجوان، به علت دور بودن از رقیب اصلی آنان؛ یعنی دولت آشور، اهمیتی خاص داشت. لذا " آرگیشتی " اول، در اواخر قرن هشتم پیش از میلاد، بر تمامی دشت آرارات و مناطق جنوبی آن، شامل منطقه فعلی نخجوان، تسلط یافت و به منظور نظارت بر تمامی این منطقه، مرکز حکومتی خود را در منتها الیه دشت آرارات؛ یعنی شهر فعلی ایروان، به نام" اربونی"[۴] بنا نهاد و سپس در زمان "روسا"ی دوم، "تیشبانی"[۵] را تأسیس کرد. با سقوط حکومت" اورارتو" و تسلط مادها بر ارمنستان، نظارت بر کل این منطقه به خاندان "یرواندونی"[۶] که مرکز حکومت آنان در شهر فعلی " وان " قرار داشت، محول شد.
در دوران پادشاهی هخامنشیان، کوروش، پادشاه هخامنشی، برای اداره مناطق مختلف،حاکمان محلی را در سمت خود باقی گذاشت تا اینکه در اوایل حکومت داریوش اول هخامنشی، ارمنیان اعلام استقلال کردند. داریوش طی چندین مرحله نبرد، که جزییات آن در سنگنوشته بیستون آمده، فلات ارمنستان را تحت کنترل درآورد و آن را به دو "ساتراپ " تقسیم کرد. مرکز "ساتراپ" شرقی شهر" اربونی" تعیین شد. منطقه نخجوان، که در" ساتراپ" شرقی قرار داشت، تا پایان دوره هخامنشی به دست خاندان" یرواندونی" که حاکم "ساتراپ"های این منطقه بودند، اداره میشد.
پس از شکست داریوش سوم از اسکندر مقدونی، در جنگ "گوگمل"[۷] در۳۳۱ قبل از میلاد ، فرمانده ارتش ارمنستان در لشکریان داریوش، به نام "یرواند" سوم از خاندان" یرواندونی"، همراه سپاهیانش به سمت موطن خود عقب نشینی و در ارمنستان اعلام استقلال کرد. جانشینان" یرواند" سوم نیز توانستند تا اواخر قرن دوم پیش از میلاد استقلال ارمنستان را حفظ کنند. از این زمان به بعد ارمنستان مدتی کوتاه به اشغال سلوکیان درآمد اما در ۱۹۰ قبل از میلاد خاندان" آرتاشسیان" که جایگزین خاندان" یرواندونی "در اداره ارمنستان شده بودند، از فرصتی که در جنگ "ماگنسیا " بین سلوکیان و رومیان به دست آمد ، استفاده نموده و مجدداً استقلال ارمنستان را اعلام کردند.
استقلال ارمنستان تحت حکومت خاندان" آرتاشسیان" تا اواخر قرن اول پیش از میلاد ادامه یافت. در تمامی این دورانها، نخجوان فعلی از مناطقی کوچک با نامهای مختلف همچون "یرنجاک"، "گوخت"، "شارور"، "جاهوک"، "شاهابونک" و نخجوان تشکیل میشد که بخشهایی از استان" واسپوراکان"[۸] و "سیونیک"[۹] ارمنستان را تشکیل میدادند. در دوران حکومت" آرتاشسیان"ها،" تیگران" دوم[۱۰] طی لشکرکشیهایی به جنوب بینالنهرین و فلسطین ، عدهای از یهودیان این نواحی را به مناطق جنوبی فلات ارمنستان کوچاند و شماری از آنان را در شهر نخجوان سکونت داد.
با روی کار آمدن شاخه ارمنی اشکانیان (" آرشاکونیاتس") در ارمنستان، در اوایل نیمه دوم قرن اول میلادی، شهر نخجوان به علت قرار گرفتن در مسیر راه تجاری منشعب از جاده ابریشم،اهمیتی خاص یافت و زمینداران بزرگ ("ناخارار"های) حاکم بر این منطقه، مقامی بالا در دربار ارمنستان به دست آوردند لذا تمامی بخشهایی که اکنون منطقه نخجوان را تشکیل میدهند،تا زمان سقوط اشکانیان ارمنستان به دست ساسانیان و رومیان در پایان قرن پنجم میلادی، تحت حکومت خاندان "مارزپتونی"[۱۱] که مسؤولیت کلیه امور دربار را نیز بر عهده داشتند و مشاوران پادشاهان ارمنستان محسوب میشدند، اداره میشد. پس از آن نیز، این منطقه در دست خاندان" آردزرونی"[۱۲] و مناطق کوهستانی آن نیز تحت نظارت خاندان" سیونی" قرار گرفت.
در زمان جنگهای ارمنستان با حکومت ساسانیان در نیمه دوم قرن چهارم میلادی، شاهپور اول ساسانی اقدام به کوچاندن تعداد زیادی از ارمنیان و یهودیان این منطقه به داخل خاک ایران کرد. بنابر روایت "پاوستوس بیوزاند"، مورخ ارمنی، تنها از شهر نخجوان و مناطق همجوار آن ۱۶,۰۰۰خانواده یهودی و ۲,۰۰۰ خانواده ارمنی کوچانده شدند.
 |
|
مینیاتور مربوط به سال ۱۳۱۵
میلادی از منطقه نخجوان
|
پس از آنکه اعراب ایران را به تصرف درآوردند، در نیمه اول قرن هفتم میلادی حملات خود را به سمت ارمنستان آغاز کردند اما با مقاومت شدید ارمنیان رو به رو و مجبور به عقبنشینی شدند و برای مدتی به اجبار خودمختاری ارمنستان را به رسمیت شناختند اما در نیمه دوم قرن هفتم میلادی سپاهیان آنان از منطقه بین النهرین و حوزه رود ارس به داخل فلات ارمنستان هجوم آوردند و موفق شدند مناطق جنوبی ارمنستان را تحت اشغال درآورند. در این زمان شهر نخجوان که به دست نیروهای خلیفه اشغال شده بود، اهمیتی خاص یافت زیرا آنان پادگان نظامی خود را به منظور نفوذ به داخل فلات ارمنستان که اهالی آن کماکان در مقابل اعراب مقاومت میکردند، در این شهر مستقر ساخته بودند.
پس از تسلط اعراب بر ارمنستان، ارمنیان چندین بار برای کسب استقلال علیه خلفای عرب شوریدند؛ نخستین بار در۷۰۳ میلادی و بار دوم در۷۷۵ میلادی که هر دو شورش با شکست مواجه گردید و قیام آنان به شدت سرکوب شد اما طولانیترین شورش ارمنیان علیه سلطه اعراب در ۷۶۲ میلادی رخ داد که دامنههای آن از منطقه فعلی نخجوان تا سواحل دریاچه " وان " کشیده شد و تا ۷۷۵ میلادی ادامه یافت.
پس از سرکوب شورش که تلفات سنگینی برای هر دو طرف به بار آورد، خلیفه عباسی به منظور تسلط بر ارمنستان، شماری از اقوام جنوب منطقه بینالنهرین را به داخل خاک ارمنستان کوچاند و آنان را در مناطق سوقالجیشی ارمنستان سکونت داد. بخشی از این اقوام درمنطقه فعلی نخجوان ساکن شدند و با حمایتهای حکومت مرکزی توانستند کاملاً بر مناطقی که در آن ساکن شده بودند، تسلط یابند و با زمینداران ارمنی ("ناخارار"ها) به رقابت بپردازند. از جمله مناطقی که در آنها حکومتهای محلی عرب، که در تاریخ ارمنستان به "امیرنشین" معروفهستند، تشکیل شد ، شهرهای نخجوان و "دوین"[۱۳] بود.
این امیرنشینها مناطقی از ارمنستان را در امتداد شمال رود ارس، از حدود شهر آرارات فعلی در جمهوری ارمنستان تا شهر جلفا در نخجوان، تحت حکومت خود درآوردند و تا حمله سلجوقیان به ارمنستان سلطه خود را بر این مناطق حفظ کردند.
سکونت این اقوام عرب در مناطق مختلف ارمنستان که ارمنیان آنها را به نام اقوام" اوتمانیک"، "کایسیک" و غیره مینامیدند، به پایگاهی مناسب برای اقوام مهاجر آسیای میانه که از اواخر قرن یازدهم تا قرن پانزدهم میلادی به منطقه قفقاز مهاجرت کردند، مبدل شد. اقوام تازه وارد با سکونت در مناطق مختلف ارمنستان ، کمکم جایگزین اعراب شدند و سپس با گسترش مرزهای خود در سدههای بعدی ، دست به تشکیل حکومتهای بزرگ و کوچک ترکزبان همچون "شادادیان"، "شاه آرمن"ها و غیره در فلات ارمنستان زدند.
با استقلال ارمنستان در اواخر قرن نهم میلادی و روی کار آمدن خاندان" باگراتونی"[۱۴] ، امرای شهرهای نخجوان و" دوین" گهگاه از حکومت مرکزی اطاعت میکردند اما به علت اهمیت بازرگانی منطقه، همواره بین خاندانهای" آردزرونی"، "سیونی" و دولت مرکزی و همچنین امرای حکومتهای محلی جنوب رود ارس جنگهایی در میگرفت که بیش از همه حاکمان شهرهای "دوین" و نخجوان از آن بهره میجستند. آنان توانستند با استفاده از این درگیریها تا سقوط حکومت "باگراتونی" به دست امپراتوری بیزانس در ۱۰۴۵ میلادی ، به حیات خود ادامه دهند.
در این دوره از تاریخ نیز، همچون دورههای قبل، ناحیه فعلی نخجوان شامل مناطق کوچکتری بود. مناطق کوهستانی و کوهپایههای شرق و شمال و همچنین مناطق شرقی آن ("گوخت") تحت تسلط زمینداران "سیونی" قرار داشت و به غیر از شهر نخجوان، که دست به دست میشد و گاهی هم استقلال خود را به دست میآورد، مناطق غربی آن نیز تحت سلطه زمینداران "آردزرونی "یا امرای" دوین" قرار داشت.
نقاشی های زیر گنبد کلیسای " کریستاپور" در شهر "آگولیس"
کلیسای دیر "توما "ی مقدس
سنگ صلیب نیمه دفن شده در روستای " نوسر " ، مربوط به اوایل
قرن ۱۷ میلادی
با سقوط حکومت مرکزی و ضعف خاندانهای "سیونی" و" آردزرونی "، امرای "دوین" قدرت یافتند و موفق شدند با کمک همپیمانان خود در مناطق جنوبی رود ارس، بر شهر نخجوان و اطراف آن تسلط یابند و حکومت مستقل" دابیل "("دوین") را تشکیل دهند.حاکمان "دابیل" دائماً با امپراتوری بیزانس،که بر بخش وسیعی از ارمنستان تسلط یافته بود، در جنگ بودند اما با این حال توانستند تا حمله سلجوقیان به ارمنستان، به حیات خود ادامه دهند.
سلجوقیان با هجوم به ارمنستان و شکست تمامی حکومتهای بزرگ و کوچک محلی و همچنین شکست امپراتوری بیزانس در ۱۰۷۱ میلادی در جنگ "ملازگرد"، توانستند بر کل منطقه تسلط یابند. در پشت سر لشکریان سلجوقی، اقوام ساکن در آسیای میانه، در حوزه رود ارس،از دشت مغان تا منطقه نخجوان، مستقر شدند.
در زمان سلجوقیان سراسر دشت آرارات، بخش بزرگی از منطقه فعلی نخجوان و همچنین شهر نخجوان،به دست همپیمانان محلی سلجوقیان؛ یعنی خاندان "شادادیان"، که اصلیت کُرد داشتند، با مرکزیت شهر" آنی" اداره میشد تا اینکه در اوایل قرن دوازدهم میلادی نیروهای مشترک ارمنی و گرجی موفق شدند سلجوقیان و همپیمانان آنان را از منطقه قفقاز تا کناره رود ارس بیرون برانند. به این ترتیب، مناطق وسیعی از ارمنستان تحت تسلط دو سردار ارمنی ملکه گرجستان(" تامارا") به نامهای " ایوان" و" زاکاره زاکاریان" در آمد.
این دوره از نظر شکوفایی اقتصادی منطقه نخجوان حایز اهمیت است زیرا مسیر غربی جاده ابریشم، به دلیل امنیت منطقه، از حوزه رود ارس میگذشت و این امر باعث رونق روز افزون شهرهای ساحلی این رود همچون نخجوان، جلفا، " آگولیس"،" مغری"،"اردوباد"و غیره و بنای ساختمانها، کلیساها و دیرهای بسیاری در منطقه شده بود. در این دوره بازرگانان ارمنی این ناحیه که به نام "بارون "معروف بودند، توانستند تجارت کل منطقه را در دست گیرند.
 |
 |
|
وضعیت جغرافیایی خانات نخجوان در قرن
هجدهم میلادی |
وضعیت جغرافیایی جنوب قفقاز در سال های
۱۹۱۸ تا ۱۹۲۰میلادی |
در نیمه نخست قرن سیزدهم میلادی، لشکریان مغول به ارمنستان هجوم آوردند و کل این ناحیه را مورد تهاجم قرار دادند و دست به کشتار ساکنان آن و غارت اموالشان زدند. در پی این تهاجمات، سیل مهاجرت ارمنیان،به خصوص سکنه دشت آرارات،به سمت شمال قفقاز و شبه جزیره کریمه آغاز شد. ارمنیان نخجوان نیز ابتدا در شبه جزیره کریمه سکونت گزیدند و سپس به داخل خاک روسیه، به سمت سواحل رود "دن" مهاجرت کردند و درکنار قلعه" دیمیتری روستوف "ساکن شدند و شهر جدیدی به نام "نخجوان نو" [۱۵] بنا کردند که تا به امروز پا برجاست و در حال حاضر در استان "روستوف"[۱۶] روسیه واقع شده است.
با روی کار آمدن ایلخانیان و آرام شدن اوضاع و اهمیتی که آنان به امر بازرگانی میدادند، مجدداً تجارت در حوزه رود ارس رونق گرفت و شهرهایی چون نخجوان و جلفا اهمیت خاصی یافتند.
مراسم روز یکشنبه در کلیسای صلیب مقدس در
روستای " وارتازار" در سال ۱۹۰۰ میلادی
شهر " آگولیس" و یکی از چندی کلیسای آن در سال ۱۹۱۰
میلادی
نقاشی بر روی دیوار کلیسای "گئورگ " مقدس در
روستای " آزناباد"
در زمان حکومت" ارغون شاه"، به درخواست پاپ، به مبلغان مذهبی "دومینیکن" و "فرانسیس" اجازه تبلیغ مذهب کاتولیک در بین ارمنیان داده شد. آنان ابتدا به مراغه آمدند و سپس مرکز فعالیت خود را در منطقه" یرنجاک" (در "شاهبوز" فعلی) متمرکز ساختند. هر چند حضور فعال مبلغان مذهبی کاتولیک در این منطقه باعث کشمکشهای مذهبی بسیاری با کلیسای ارمنی شد ، یکی از نتایج مثبت آن، فعال شدن مراکز علمی در تمامی دیرهای منطقه نخجوان و جنوب رود ارس بود. ثمره این فعالیتهای علمی بیش از ۱۴۰ کتاب دستنویس با نقاشیهای منحصر به فرد مربوط به سدههای چهاردهم تا هجدهم میلادی از منطقه نخجوان است که در مرکز نگهداری کتابهای دستنویس ایروان ("ماتناداران") نگهداری میشوند.
با هجوم سپاهیان تیمور لنگ به منطقه قفقاز در نیمه دوم قرن چهاردهم میلادی، کل منطقه دستخوش کشتار و غارت شد. به دنبال لشکریان تیمور نیز اقوام جدیدی از آسیای میانه به جنوب قفقاز مهاجرت کردند و در کل این ناحیه، از جمله منطقه نخجوان، سکونت گزیدند.
در ۱۳۱۹ میلادی زلزله سهمگینی دشت آرارات و اطراف آن را به لرزه درآورد. از خسارات وارد آمده به مناطق مسکونی نخجوان در این زمینلرزه اطلاعی در دست نداریم اما تخریب شهر ایروان در شمال نخجوان و با خاک یکسان شدن "قرهکلیسا" در جنوب آن ، گویای میزان خسارات وارد آمده بر این منطقه است.
پس از مرگ تیمور ، اقوام ساکن در فلات ارمنستان حکومتهای "قرهقویونلو" و" آققویونلو" را تشکیل دادند و منطقه نخجوان نیز تحت تسلط آنان در آمد. در تقسیمات جغرافیایی جدیدی که به دست "جهانشاه قرهقویونلو"در فلات ارمنستان صورت گرفت، دشت آرارات و مناطق همجوار آن تشکیل یک استان به نام "چخورسعد "را داد که مرکز آن شهر ایروان بود و شهر نخجوان نیز در این استان قرار گرفت.
"قرهقویونلو"ها و" آققویونلو"ها در اوایل قرن شانزدهم میلادی با روی کار آمدن دو قدرت جدید؛ یعنی عثمانیها و صفویان،از صفحه روزگار محو شدند و ارمنستان به مدت بیش از ۲۲۰ سال به صحنه درگیریهای این دو قدرت جدید تبدیل و منطقه نخجوان بارها در میان این دو حکومت دست به دست شد .
در نیمه نخست قرن شانزدهم میلادی، به فرمان شاه طهماسب اول صفوی و طی تقسیمات جدید ، خانات ایروان به وجود آمد و شهر نخجوان و مناطق اطراف آن نیز جزو این خانات قرار گرفت.
 |
 |
|
وضعیت جغرافیایی منطقه جدا شده از ایران
در دوران رضا شاه |
نقشه آثار تاریخی باقی مانده از ارمنیان در منطقه
نخجوان ، منتشر شده در سال ۱۹۹۰ میلادی |
در ۱۵۵۴ میلادی ارتش عثمانی به سمت شمال ایران لشکر کشید. در این لشکرکشی "ابراهیم پچوین"،مورخ ترک ، نیز حضور داشت. او در خاطرات خود از رشادتهای قوای عثمانی که چگونه شهر نخجوان و اطراف آن را از هر جنبدهای پاک کردند ، ( به طوری که به مسافت پنج روز از شهر، هیچ موجود زندهای دیده نمیشد) داستانها آورده است(!!)
ارمنیان منطقه فعلی نخجوان که توانسته بودند از این کشتارها جان سالم به در برند، به سمت شمال قفقاز مهاجرت کردند و در اطراف شهر" نخجوان نو" سکونت گزیدند و پنج روستای ارمنینشین را به وجود آوردند که تا به امروز باقی است.
در دوره صفویه تجارت منطقه نخجوان مجدداً رونق گرفت و کاروانهای بازرگانان ارمنی از آسیای میانه تا شهر"ونیز"در ایتالیا در رفت و آمد بودند. همزمان با بهبود وضعیت اقتصادی منطقه، از اوایل قرن هفدهم میلادی رونق مراکز علمی نیز آغاز شد و مراکزی که تا آن زمان به حالت نیمه تعطیل درآمده بودند، در کنار دیرهای مختلف شروع به کار کردند. بزرگترین این مراکز مدرسه دیر "توما "ی مقدس[۱۷] در شهر " آگولیس" بود که ۲۵۰ شاگرد داشت.
در ۱۶۰۴ میلادی ، حین جنگهای ایران و عثمانی، به دستور شاه عباس اول،ارمنیان حوزه رود ارس، به خصوص منطقه نخجوان فعلی و دشت آرارات(ایروان و اطراف آن )، که بالغ بر سیصد هزار تن بودند، به جنوب رود ارس و سپس به داخل خاک ایران کوچ داده شدند. محله جلفای شهر اصفهان را ارمنیان شهر جلفا (واقع در کنار رود ارس)، به یاد موطن اصلی خود بنا کردند که تا به امروز نیز به همین نام معروف است. "آنتونیو دی گوان"، یکی از اعضای هیات سیاسی اسپانیایی که مدتی در شهر"اردوباد"نخجوان اقامت داشته است ، در خاطرات خود از وجود هفت الی هشت هزار سکنه در شهر که همگی ارمنی بودهاند ، یاد کرده است. این شهر نیز همچون جلفا ،پس از کوچ ارمنیان به ایران ، کاملاً خالی از سکنه شد.
( در همین جا می توان به بی اساس بودن یکی دیگر از ادعاهای پان ترکیست ها مبنی بر اینکه ایروان ، نخجوان و قره باغ قبلا ارمنی نشین نبوده اند و ارمنی ها در قرن نوزدهم میلادی به این مناطق مهاجرت کرده اند (!!) ، پی برد .)
لازم به ذکر است که ارمنیان شهر جلفای اصفهان ارتباط خود را با مناطق حوزه رود ارس قطع نکردند. گواه این امر نیز شیوه نقاشیهای دیواری کلیساهای منطقه نخجوان و همچنین کلیساهای جنوب رود ارس همچون دیر " استپانوس "مقدس در داخل خاک ایران است که تحت تأثیر عمیق نقاشیهای دیواری کلیساهای جلفای اصفهان هستند.
پس از عقد معاهده صلح بین ایران و عثمانی، حاکم جدید خانات ایروان، "امیر گوناخان" که شهر ایروان را تقریباً خالی از سکنه یافته بود، اقدام به کوچاندن ارمنیان مناطق همجوار از جمله منطقه نخجوان، به شهر ایروان کرد. در زمره این مهاجران اهالی روستای" نوسر"[۱۸] از بخش "شاهابونک "("شاهبوز" فعلی) قرار داشتند که تمامی آنها را یکجا به روستای "نورک"[۱۹] در ارتفاعات مشرف به ایروان (محله" نورک" فعلی ایروان)، کوچ دادند و به این ترتیب، روستای "نوسر" کاملاً خالی از سکنه شد.
عثمانیها از شرایط پیش آمده نهایت استفاده را کردند و از آنجا که برای نیل به هدف خود ؛ یعنی لشکرکشی به متصرفات دولت صفوی ایران و رسیدن به دریای خزر،نیازمند مسیری امن بودند، اقوام ترکزبان دشت مغان را تشویق به سکونت در مناطق خالی از سکنه کناره رود ارس کردند. کوچ ارمنیان از این ناحیه و سکونت اقوام جدید ، منجر به تغییر بافت اجتماعی منطقه شد و ارمنیان که پیش از این در اکثریت بودند، از نظر تعداد تقریباً با اقوام ترکزبان برابر شدند.
در پایان نیمه اول قرن هجدهم میلادی و پس از کشته شدن نادرشاه افشار، طی تحولاتی که در قفقاز پیش آمد ، حاکم نخجوان با کمک خانات ماکو توانست از سلطه خان ایروان خارج شود و خانات جدیدی با نام مرکز آن؛ یعنی شهر نخجوان تشکیل دهد. لازم به توضیح است که خانات نخجوان حدود فعلی منطقه نخجوان را شامل نمیشد. بدین صورت که این خانات از شمال تا ارتفاعات جنوبی دریاچه"سوان"(شمال شهر "جرموک" ارمنستان) امتداد داشت و بخش"اردوباد" در شرق منطقه، جزو خانات قرهباغ و بخشهای "سدرک" و" شرور" جزو خانات ایروان بودند.
کلیسای "گئورگ " مقدس در شهر
نخجوان در دهه ۱۹۷۰ میلادی
از نیمه نخست قرن هجدهم میلادی تا لشکرکشی آغامحمد خان قاجار به قفقاز، خانات نخجوان همچون دیگر خانات همسایه،گاهی دارای وضعیت نیمه مستقل بودند و خانهای محلی گهگاه با استفاده از ضعف حکومت مرکزی(به علت جنگهای داخلی)،اعلام استقلال میکردند و دائماً برای گسترش مرزهایشان،با همسایگان خود در جنگ بودند تا اینکه آغامحمد خان قاجار به این وضعیت پایان داد.
در پایان جنگهای ۲۸ ساله ایران و روسیه و پس از تصرف شهر ایروان، روسها به سمت خانات نخجوان لشکر کشیدند و با عقد پیمان ترکمنچای در۱۸۲۸ میلادی، رود ارس مرز میان ایران و روسیه تعیین شد. طی تقسیمات جدیدی که امپراتوری روسیه در منطقه قفقاز جنوبی انجام داد ، خانات نخجوان و ایروان با یکدیگر ادغام شدند و استانی با مرکزیت شهر ایروان تشکیل دادند. طبق بند چهارده عهدنامه ترکمنچای،به اهالی دو سمت رود ارس اجازه داده شد تا در صورت تمایل،به سمت دیگر رود کوچ کنند. در نتیجه حدود ۴۵ هزار نفر از ارمنیان مناطق ماکو، سلماس، خوی و سایر مناطق آذربایجان ایران به شمال رود ارس مهاجرت کردند و حدود دوازده هزار تن از آنان در منطقه فعلی نخجوان مستقر شدند. طبق آمار ارائه شده از سوی روسیه در سرشماری۱۸۲۹ تا ۱۸۳۲ میلادی ، جمعیت ارمنیان منطقه نخجوان ۲/۴۱درصد کل جمعیت این منطقه را تشکیل میداد که این تعداد در آمار سال ۱۸۹۷ میلادی به ۴/۳۴درصد کاهش یافت.
با تسلط روسها بر منطقه نخجوان و بنابر سیاستهای دولت تزاری ، زوال اقتصادی این منطقه آغاز شد. روسها که خانات سابق ایروان و نخجوان را مناطق مرزی و خط مقدم جبهه مقابله با دو همسایه خود تلقی میکردند، همواره نگران جدا شدن این نواحی از امپراتوری روسیه بودند لذا میکوشیدند تا با از بین بردن استقلال اقتصادی این مناطق ، آنان را هرچه بیشتر به دولت روسیه وابسته سازند و به همین دلیل نخجوان و شهرهای کوچک اطراف آن نتوانستند همچون شهرهای باکو و تفلیس رشد یابند و عملاً به صورت روستایی بزرگ درآمدند. از سوی دیگر دولت مرکزی با بستن عوارض سنگین بر کالاهایی که از حوزه رود ارس عبور میکردند ، عملاً باعث توقف این رفت و آمدهای تجاری شد و تمامی این ناحیه را به شکل منطقهای کاملاً بنبست درآورد.
 |
 |
|
وضعیت فعلی کلیسای" شماون "مقدس
( نمونه ای از تخریب بناهای مذهبی ارمنیان
در جمهوری آذربایجان) |
کلیسای " شماون" مقدس در شهر" آگولیس"
در سال ۱۹۳۰ میلادی |
با این حال و با وجود تمامی مشکلات اقتصادی، ارمنیان توانستند به رشد فرهنگی خود در این منطقه ادامه دهند. آنان در ۱۸۴۶ میلادی نخستین مدرسه به شیوه مدارس نوین را در شهر نخجوان تأسیس و در ۱۸۵۰ میلادی نیز تالار نمایشی به نام" آرامیان" بنا کردند و اولین تئاتر را با به کارگیری افراد محلی در ۱۸۶۶ میلادی در همین تالار به روی صحنه بردند.
با تحولات اوایل قرن بیستم میلادی در امپراتوری روسیه ، به منظور منحرف ساختن جنبشهای استقلالطلبانه منطقه قفقاز، به خصوص جنبشهای ارمنیان که از ۱۸۹۰ میلادی بیشترین فعالیتهای آزادیخواهانه در منطقه قفقاز مربوط به آنان بود،عمال دولت روسیه دست به تحریکاتی برای ایجاد جنگهای قومی در این ناحیه زدند. با شروع این جنگها در ۱۹۰۵ میلادی بین ارمنیان و ترکزبانان مناطق نخجوان، قرهباغ،"شماخی"، باکو و غیره،طی دو سال درگیری، بسیاری از مردم بیگناه کشته و روستاهای بسیاری نابود شدند. پس از فروکش کردن آتش جنگ، به دلیل نا امنی برخی از مناطق نخجوان که احتمال درگیریهای مجدد در آن وجود داشت، ارمنیان ساکن این مناطق به اجبار خانههای خود را ترک کردند.
طبق آمار سرشماری ۱۹۱۳ میلادی ، ارمنیان ۴/۳۹ درصد جمعیت منطقه نخجوان را تشکیل میدادند اما با اضافه شدن پناهندگانی که در ۱۹۱۵ میلادی برای نجات جان خود از قتلعام دولت عثمانی ، از ارمنستان غربی (شرق ترکیه کنونی ) به منطقه نخجوان کوچ کردند ، شمار جمعیت ارمنیان ساکن در این منطقه افزایش یافت.
با آغاز جنگ جهانی اول و متعاقب آن انقلاب روسیه در ۱۹۱۷ میلادی ، ارتش عثمانی وارد منطقه نخجوان شد و در ادامه برنامه پاکسازی نژادی خود که از دو سال قبل در ارمنستان غربی به اجرا گذاشته بود، دست به کشتار ارمنیان منطقه نخجوان زد. این قتلعامها منجر به آن شد که اکثر مناطق غربی نخجوان تقریباً خالی از سکنه ارمنی شود. با پایان جنگ،بافت اجتماعی منطقه کاملاً تغییر کرد و ارمنیان نخجوان در وضعیت اقلیت قرار گرفتند که بیشتر در شهرهایی چون نخجوان،" آگولیس"،"اردوباد"،" یرنجاک"و مناطق کوهستانی همجوار با مرز فعلی ارمنستان متمرکز شده بودند.
 |
 |
|
|
کلیسای " هاکوپ " مقدس در
منطقه " آبراگونیس" در دهه ۱۹۸۰ میلادی |
کلیسای " هاکوپ "مقدس در
روستای "شوروت "در دهه ۱۹۸۰ میلادی |
|
وضعیت فعلی کلیسای "هاکوپ " مقدس در " شوروت"
( نمونه ای دیگر از سیاست تخریب بناهای مذهبی و فرهنگی ارمنیان در جمهوری آذربایجان )
پس از شکست ارتش عثمانی از ارمنستان در مه ۱۹۱۸ میلادی و اعلام استقلال ارمنستان، منطقه نخجوان جزیی از خاک ارمنستان شد اما طی سالهای۱۹۱۸ تا۱۹۲۰ میلادی ، جمهوری آذربایجان با کمکهای نظامی و مالی دولت عثمانی که عمال آن در مناطق همجوار جمهوری ارمنستان متمرکز شده و رهبری نیروهای جمهوری آذربایجان را علیه ارمنستان در دست گرفته بودند، دائماً اهالی آذری مناطق مختلف جمهوری ارمنستان، به خصوص منطقه نخجوان را علیه دولت مرکزی تحریک و آنان را مسلح میکرد که این امر سبب نا آرامیهای دائمی در منطقه میشد و گاه به درگیریهایی خونین میانجامید.
در ۱۰ اوت ۱۹۲۰ میلادی پیمان "سوِر"[۲۰] در شهر پاریس به امضا رسید. مطابق این پیمان، نه تنها مرزهای آن زمان جمهوری ارمنستان به رسمیت شناخته شد بلکه تمامی سرزمینهای ارمنیان در شرق ترکیه نیز باید به خاک ارمنستان مسترد میشد. این پیمان را کلیه دول اروپایی و همچنین عثمانی به امضا رساندند اما به علت سقوط حکومت ارمنستان هیچگاه به اجرا در نیامد.
پس از سقوط جمهوری آذربایجان به دست نیروهای بلشویک، نوبت به ارمنستان رسید. با ورود ارتش سرخ به ارمنستان از مرزهای شمالی و شرقی آن و حمله همزمان ارتش ترکیه به فرماندهی " آتاترک " از مرزهای غربی ، جمهوری ارمنستان سقوط کرد و در ۲۹ نوامبر ۱۹۲۰ میلادی جزو جمهوری های اتحاد جماهیر شوروی اعلام شد. متعاقب این وقایع ،"نریمانوف"، رهبر شورای انقلاب بلشویکی آذربایجان، طی بیانیهای در اول دسامبر همان سال، مناطق قرهباغ و نخجوان را جزو خاک ارمنستان دانست و کلیه ادعاهای ارضی آذربایجان را نسبت به ارمنستان منتفی اعلام کرد اما این اعلامیه مورد قبول ترکیه که بخشهای غربی ارمنستان و قسمتی از نخجوان را تحت اشغال درآورده بود، قرار نگرفت و لذا در پی تحریکاتی که در داخل خاک آذربایجان صورت داد ، مخالفتها شروع شد تا جایی که "نریمانوف "را خائن به آرمانهای حزب و انقلاب بلشویکی مردم آذربایجان اعلام کردند.
 |
 |
|
|
دیر سرخ در منطقه
" آستاباد" در سال ۱۸۹۰ میلادی |
دیر سرخ در سال ۱۹۶۰ میلادی
(ارمنیان نخجوان به زیارت این دیر رفته اند) |
|
دیر سرخ در دهه ۱۹۸۰ میلادی ( نمونه ای دیگر از تخریب
کلیساهای ارمنیان در جمهوری آذربایجان )
به دنبال تحولات سیاسی و تغییرات مرزی جدید ، ترکیه که یکی از همپیمانان شوروی به حساب میآمد، برای مشخص شدن وضعیت مرزهای غربی ارمنستان ، به مذاکره با دولت شوروی پرداخت که نتیجه آن عقد پیمان مسکو در ۲۱ مارس۱۹۲۱ میلادی بود. بر اساس این پیمان تمامی مناطق تحت اشغال ترکیه، به غیر از منطقه نخجوان، به خاک ترکیه ملحق و مناطق قرهباغ و نخجوان نیز از خاک ارمنستان جدا شد و به صورت منطقهای خودمختار تحت نظارت جمهوری آذربایجان درآمد.
از آنجا که این پیمان مابین ترکیه و شوروی و بدون حضور نمایندگان ملل قفقاز به امضا رسیده بود، ترکیه با دوراندیشیای که داشت نگران ادعاهای آتی ارمنستان در خصوص اراضی غصب شده ارمنیان بود لذا به درخواست دولت ترکیه، این پیمان مجدداً در ۱۳ اکتبر۱۹۲۱ میلادی بین نمایندگان ارمنستان، آذربایجان، گرجستان و ترکیه در شهر قارص به امضا رسید که به "پیمان قارص" معروف شد. مطابق بند پنج و الحاقیه شماره سه این پیمان، ارمنستان و آذربایجان توافق کردند که منطقه نخجوان تحت نظارت آذربایجان قرار گیرد.
از آنجایی که سه جمهوری قفقاز (ارمنستان، آذربایجان و گرجستان) در زمان امضای این پیمان ، کشورهای مستقلی نبودند، این معاهده وجاهت بینالمللی ندارد. به همین علت نیز در حال حاضر یکی از سه شرط دولت ترکیه برای برقراری ارتباط با جمهوری ارمنستان به رسمیت شناختن این پیمان است.
 |
|
مجموعه سنگ صلیب ها ی ارمنیان نخجوان
، قبل از نابودی آنان توسط ماموران جمهوری آذربایجان |
توجیه الحاق منطقه نخجوان به آذربایجان این بود که بیشتر ساکنان منطقه نخجوان را آذریها تشکیل میدهند اما این توجیه بهانهای بیش نبود زیرا در حین این تحولات ،منطقه قرهباغ با بیش از ۹۸ درصد جمعیت ارمنی، تحت فشارهای ترکیه ، به آذربایجان ملحق شد.
با اعلام الحاق مناطق قرهباغ و نخجوان به جمهوری آذربایجان، تنها منطقه باقی مانده که نخجوان را از جمهوری آذربایجان جدا میساخت، ارتفاعات جنوبی ارمنستان، معروف به " زانگه زور" بود. لذا در مرحله بعد ،ارتش سرخ به بهانه پاکسازی ضد انقلابیون ، سعی کرد این نواحی را به منطقه نخجوان و در نهایت به جمهوری سوسیالیستی آذربایجان ملحق سازد که با مقاومت ارمنیان منطقه و شورش مسلحانه به فرماندهی "گارگین نژده" ، مسکو مجبور به انصراف از این تصمیمگیری شد. در ۹ فوریه ۱۹۲۴ میلادی منطقه نخجوان رسماً به جمهوری آذربایجان ملحق شد.
با الحاق مناطق نخجوان و قرهباغ به خاک آذربایجان، ترکیه که همچنان به دنبال محقق ساختن برنامه پیشین خود در مورد قفقاز( یعنی تحت نفوذ درآوردن این منطقه ) بود، به بخشی از اهداف خود دست یافت اما به علت هممرز بودن ایران و ارمنستان در بخش غربی نخجوان ، ترکیه نتوانست با این منطقه و در نهایت با آذربایجان هممرز شود لذا از اوایل دهۀ ۱۹۳۰ میلادی شروع به مذاکراتی با ایران به منظور دستیابی به باریکهای از خاک ایران برای هممرز شدن با آذربایجان کرد و بالاخره پس از سه سال مذاکره، در ۲۳ژانویه۱۹۳۲ میلادی ( ۲ بهمن۱۳۱۰ شمسی)، موافقتنامهای بین " فروغی" به نمایندگی از ایران و "رشدیبیگ" به نمایندگی از دولت ترکیه به امضا رسید که به موجب آن در قبال دریافت اراضیای در منطقه " قطور" از خاک ترکیه، ایران ارتفاعات آرارات کوچک را که با ارمنستان هممرز بود، به ترکیه واگذار کرد. به این ترتیب، ترکیه نه تنها موفق شد ارتباط ایران و ارمنستان را در این منطقه قطع و منطقه نخجوان را از حالت بسته خارج سازد بلکه دارای مرزی دوازده کیلومتری با منطقه نخجوان نیز شد. این موافقتنامه در جلسه هفتاد و هفتم مجلس شورای ملی ایران به تاریخ ۲۸اسفند۱۳۱۰ شمسی [۲۱] به تصویب نمایندگان رسید و موافقتنامه نهایی نیز در ۱۹۳۴ میلادی، طی سفر رضاشاه به آنکارا ، با " آتاترک "به امضا رسید.[۲۲]
طی تحولاتی که در دهه ۱۹۳۰ میلادی و در زمان استالین، در شوروی روی داد ، تعداد زیادی از ارمنیان منطقه شرقی نخجوان، به خصوص از شهرهای " آگولیس" و"اردوباد"به داخل خاک ایران مهاجرت کردند که بازماندگان آنان هنوز هم در شهرهای تهران و تبریز سکونت دارند.
مطابق آمار سرشماری۱۹۷۰ میلادی، جمعیت ارمنیان منطقه نخجوان بالغ بر ۳ درصد کل جمعیت این منطقه بود که این تعداد در ۱۹۷۹ میلادی به ۴/ ۱درصد جمعیت؛ یعنی ۳,۴۰۰ نفر کاهش یافت.
نمونه ای از سنگ صلیب های نخجوان که در محوطه
" اجمیادزین" مقدس نگهداری می شود
طی هفتاد سال تسلط حکومت شوروی و اعمال سیاستهای ارمنیزدایی در منطقه نخجوان ، شمار زیادی از ارمنیان این ناحیه به اجبار از نخجوان کوچ کردند و متعاقب این مهاجرت، آثار تاریخی به جای مانده از آنان نیز به دست حکومت محلی جمهوری آذربایجان تخریب شد.
پس از استقلال جمهوریهای شوروی سابق و آغاز مناقشه قرهباغ، ارمنیان باقیمانده در نخجوان از این منطقه اخراج شدند. طی سالهای پس از استقلال، جمهوری آذربایجان با پیروی از سیاستهای ترکیه ( در زمینه تخریب بناهای تاریخی و مذهبی ارمنیان که بعد از نژادکشی سال ۱۹۱۵ میلادی در شرق ترکیه باقی مانده اند) برای اثبات عدم تعلق ارمنیان به این منطقه و حذف علایم پیشینه حضور آنان در نخجوان ، اقدام به تخریب بناهای تاریخی به جای مانده از ارمنیان در ابعاد بسیار وسیع کرد که تصاویر شماری از این بناها در این مقاله ارائه شده است .
حد نهایت این نابودسازی فرهنگی در منطقه جلفا اتفاق افتاد. در کناره رود ارس و در نزدیکی خط مرزی ایران، حدود سه هزار چلیپاسنگ (سنگ صلیب) مربوط به سدههای نهم تا شانزدهم میلادی قرار داشت که آثاری منحصر به فرد محسوب میشدند. در ۱۹۹۸ میلادی جمهوری آذربایجان با کمک ماشینآلات سنگین ، پس از خرد کردن این چلیپاسنگها ، آنها را با قطار به محلی نامعلوم حمل کرد که با اعتراض دولت ارمنستان و دخالت "یونسکو " ( سازمان فرهنگی ملل متحد)، تخریب این چلیپاسنگها متوقف شد اما به دلیل عدم قاطعیت سازمانهای بینالمللی در جلوگیری از نابودسازی آثار فرهنگی درمنطقه نخجوان ، دولت آذربایجان تخریب این آثار را از سر گرفت و در نوامبر ۲۰۰۴ میلادی توسط حدود دویست سرباز ، طی چند روز کلیه سنگصلیبها خرد شدند.ماموران جمهوری آذربایجان این سنگ صلیب ها را به داخل رود ارس ریختند و سپس در محل این آثار با ارزش تاریخی، میدان تیر بنا کردند.[۲۳](!!)
تخریب و حمل سنگ صلیب ها با قطار
تخریب سنگ صلیب ها توسط سربازان جمهوری آذربایجان
( و به دستور مقامات آن کشور)
میدان تیر ساخته شده در محل سنگ صلیب ها
( بعد از تخریب آن ها )
در نوامبر ۲۰۰۷ میلادی در دانشگاه "هاروارد" آمریکا نمایشگاه عکسی در خصوص وضعیت بناهای تاریخی ارمنیان در منطقه نخجوان پس از فروپاشی شوروی برگزار شد. در مصاحبه مطبوعاتیای که با سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری آذربایجان در باکو صورت گرفت، وی در پاسخ به سؤالی در خصوص این نمایشگاه ، اعلام کرد که طبق تحقیقات آکادمی علوم جمهوری آذربایجان، ارمنیان هیچگاه در منطقه نخجوان سکونت نداشتهاند و تا کنون نیز هیچ آثاری از آنان در کل این منطقه به دست نیامده است( !!!)
پینوشتها:
۱- Nakhijevan
۲- Shengavit
۳- هنگامی که در قرن سیزدهم قبل از میلاد دولت "هیتی" رو به زوال نهاد، در قسمتهای شرقی آسیای صغیر و در مجاورت دریاچه" وان"، دولتی به نام " اورارتو" به وجود آمد. مردم " اورارتو" از نژاد هند و اروپایی بودند.
۴- Erebuni
۵- Teyshebani
۶- Yervanduni
۷- Gaugamel
۸- Vaspurakan
۹- Syunik
۱۰- Tigran
۱۱- Marzpetuni
۱۲- Ardzruni
۱۳- Dvin
۱۴- Bagratuni
۱۵- Nor Nakhijevan
۱۶- Rostov-na-Donu
۱۷- St. Tovma
۱۸- Nosr
۱۹- Nork
۲۰- Sevr
۲۱- روزنامه اطلاعات - ۳۰ بهمن و ۲۸ اسفند۱۳۱۰ .
۲۲- League of Nations( Official Journal)- February 1935- pages 237-239.
۲۳- www.djulfa.com/raa_brochure.pdf
منابع:
آیوازیان، آرگام." آثار باستانی و نقاشیهای صخرهای نخجوان". ایروان: [بینا]، ۱۹۸۷.
آیوازیان، آرگام. "نخجوان". ایروان: [بینا]، ۱۹۹۵.
آیوازیان، آرگام." میراث نخجوان". ایروان: [بینا]، ۲۰۰۴.
آیوازیان، آرگام. "نخجوان در محاصره آتش". ایروان: [بینا]، ۲۰۰۵.
آیوازیان، آرگام." آثار باستانی نخجوان". ایروان: [بینا]، ۱۹۹۰.
بیوزاند، پاوستوس." تاریخ ارمنستان".ایروان: [بینا]، [بیتا].
حق نظریان، هوانس. "منطقه گوختان". تهران : [بینا]،۱۹۹۱.
خورناتسی، موسس. "تاریخ ارمنستان". ایروان: [بینا]، ۱۹۶۸.
قرهخانیان. صفیان. "نقاشیهای صخرهای سیونیک". ایروان: [بینا]،۱۹۷۰ .
ماناندیان، هاکوپ." تحلیلی بر تاریخ ارمنستان". ایروان: [بینا]، ۱۹۹۷ جلد ۲.
هوسپیان، شاهن. "نگاهی مختصر به تاریخ ایروان" . نشریه "پیمان". سال۱۰. شماره۳۷ . پاییز ۱۳۸۵- صفحات ۳۹ تا ۷۱.
هوسپیان، شاهن. "معماری کلیساهای اصفهان" .نشریه " پیمان". سال ۱۱ . شماره۴۰. تابستان ۱۳۸۶ - صفحات ۵۳ تا ۸۵.
دایره المعارف جامع ارمنستان. جلد۳.
روزنامه اطلاعات. ۳۰ بهمن و ۲۸اسفند ۱۳۱۰ .
League of Nations( Official Journal)- February 1935- pages 237-239.
http://www.djulfa.com/raa_brochure.pdf
http://www.armenica.org/cgi-bin/armenica.cgi?687105235905738=1=3==Armenia==1=3=AAA
سایت اینترنتی برای مطالعه اصل مقاله ( به زبان فارسی ):
http://www.paymanonline.com/article.aspx?id=DB1A26DE-FF02-416D-A5CD-8CF0443D926C